مرتضى مطهرى
210
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
ردّ نظريهء نسبيّت عدالت لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ . . مسئلهء نسبيت عدالت با اساس خاتميت و ابديت دين بستگى دارد ، چون دين مىگويد عدالت هدفى از هدفهاى انبياست . اگر عدالت در هر زمان يك جور باشد ، كدام قانون است كه مىتواند ابديت داشته باشد ؟ لهذا ناچار شديم اول معناى نسبيت را ذكر كنيم بعد معناى عدالت را ، تا ببينيم آيا اين حرف كه بر سر زبانها انداختهاند كه عدالت يك امر نسبى است درست است يا نه ؟ راجع به تعريف عدالت به اينجا رسيديم كه بعضى گفتهاند عدالت يعنى رعايت توازن در اجتماع ؛ يعنى هر حالتى كه به صلاح اجتماع باشد و بهتر بتواند اجتماع را حفظ كند و جلو ببرد ، عدالت است . بعضى از افرادى كه چنين نظريه مىدهند ، در باب حقوق يك حرف خاصى دارند . مىگويند اساساً افراد حقوقى ندارند . حق مال اجتماع است و بس . رعايت حقوق افراد معنى ندارد . حق مال فرد نيست . فرد حق ندارد . يكى از دانشمندان مىگويد : حق مال اجتماع است و تكليف مال افراد . افراد فقط بايد به تكليف عمل كنند ، مكلفند ، وظيفه دارند . اما اجتماع است كه صاحب حقوق است . حالا مىخواهيم ببينيم آيا واقعاً اين مطلب درست است يا نه .